ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

701

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بعد از اطلاع كارپردازان نوّاب وليعهد زمان از ورود او به تفليس ، نظر على خان افشار ارومى را به مهمان‌دارى تعيين گماشتند و تا ورود به دار السلطنهء تبريز ، كمال احترام دربارهء او مرعى داشتند . چون موافق عهدنامهء ميمونه قرار داده شده بود كه يك نفر كونسل در يكى از ولايات ايران به جهت نظم امور تجارت متوقف باشد و هنوز با امناى دولت قاهره ، قطع و فصل اين گفتگو نشده بود ، لهذا مشار اليه معتمدى بر سبيل عاريه روانهء گيلان ساخت و خود به عزيمت دربار همايون پرداخت . محمد خان بكشلو سركردهء افشار از دربار فلك‌مدار ، مهمان‌دار شد و با كمال عزّت و احترام روانهء دربار جاويد آثار آمد . در روز ورود او كه يكشنبه پنجم شهر رجب المرجّب سنهء يك‌هزار و دويست و چهل و چهار بود ، ميرزا محمد على خان كاشانى وزير نوّاب ظلّ السلطان به اتفاق محمد ولى خان قاسملوى افشار ، حسب الامر شاهنشاه تاجدار استقبالش نمودند و در سرايى كه مهمان‌خانهء ايلچيان دولت روس و در محله ، بازار و در جنب دروازهء عراق واقع است ، او را فرود آورده روزبه‌روز بر مراتب اعتبارش مىافزودند . يك روز بعد از ورود [ او ] ، برحسب حكم صاحبقران مسعود ، حضرت حاجى ميرزا ابو الحسن خان شيرازى وزير امور دول خارجه و اللّه قلى خان دولوى قاجار نايب نسقچىباشى دربار كيوان‌مدار و ميرزا فضل اللّه علىآبادى مستوفى ديوان قضا آثار به ديدن او شتافتند و حضرتش را به احترامى تمام دريافتند . سه روز ديگر به آيينى كه معهود ايلچيان بود و به كرّات ، كلك مؤلّف آن آيين را در محل خود ايراد نمود ، پيشكاران پيشگاه خلافت به درگاه آسمان جاهش آوردند و لمحه [ اى ] او را در كشيك خانهء همايون در صحبت امراى جلالت مقرون مشغول كردند . اين ينارال گربايدوف ، مردى جسور و كلبى عقور بود . بر خلاف سفراى سابق ، از راه و رسم آدميت و معقوليت دور و مهجور مىنمود و همواره سخنان ناهموار بر زبان راندى و امناى بزرگ دولت را در حين مكالمات در عين خشونت به نام خواندى . ادب را نام بردى كه از كدام بوم و بر است و آزرم را خوردى كه ثمر كدام شجر . امرا و وزراى